سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
559
تاريخ ايران ( فارسى )
بند اخير بنا به خواهش نرسى حذف گرديده است و بنابرين ما فقط با چهار ماده ديگر سروكار داشته و اينك ميرويم از آنها سخن ميرانيم . اولا ولايات واگذارى بروم كدام بوده تا اندازهاى محل ترديد است ، ليكن قسمت جنوبى دجله مرز ايران و روم قرار گرفت در صورتى كه قسمت فوقانى آن هردو طرف رود در تصرف روم درآمد و همين خود اهميت منافعى را كه دولت غربى در اينجا حاصل نموده بما مدلل ميدارد . قسمت واگذارى تا دژ زنتا هم مبهم و تاريك مىباشد چه اين محل معلوم نيست كدام و در كجا واقع شده بود و از بند چهارم مقصود و منظورى كه بوده اينكه ايبرى كه پادشاه آن سراسر دربندهاى زنجيره جبال قفقاز را در تصرف داشت زير نفوذ و استيلاى روم قرار گيرد . اين جنگ و جدال با روم كه نرسى خود آتش آن را روشن كرده بود عاقبت مصيبت و بلا بار آورد ، زيرا ولاياتى را كه روم اكنون بطور دائم اشغال كرده اولا خود اين ولايت پرقيمت بوده و ديگر از حيث موقع اهميت زياد داشتهاند چه تصرف آنها بدست دولت مخالف ، تيسفون را از طرف جنوب و نيز ماد را از سمت مشرق تهديد مينموده است و نيز ارمنستان از تبعيت ايران به كلى خارج گرديد . اين پادشاه ناكام و بدطالع در 301 ميلادى وقتى كه پيشرفت دولت روم را به پايهاى مشاهده نمود كه در دورهء هيچيك از اسلاف او اعم از اشكانى و ساسانى بدان پايه نبوده است چشم از تاج و تخت پوشيده و از سلطنت كناره گرفت .